دفتر شعر

سپاس برای نظرهای خوبتون

در شبان غم تنهايى خويش

عابد چشم سخنگوى توام

من در اين تاريكى

من در اين تيره شب جانفرسا

زائر ظلمت گيسوى توام

گيسوان تو پريشانتر از انديشه من

گيسوان تو شب بى پايان

جنگل عطرآلود

شكن گيسوى تو

موج درياى خيال

به علت طولانی بودن شعر کامل را در ادامه مطلب بخوانید

.

.

.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۴۰۲/۱۰/۱۶ساعت توسط ...| |

کسی‌ نمی‌‌داند
جاده‌ها برای چه طولانی اند
شب برای چه دراز
هوا چرا بارانیست
ایستگاه‌ها چرا خالی‌ ؟؟

کسی‌ نمی‌داند
فصل ها
برگ ها
هفته‌های هزار روزه
خواب‌های هزار پاره
انفجارِ بی‌ طنینِ یک بغض
چه ربطی‌ به کوچه دارد
چه ربطی‌ به انتظاری سوخته
به ابهامِ مرگ آورِ یک تاخیر
به حافظه ی خونینِ یک مسافر دارد

کسی‌ نمی‌‌داند
باغچه چگونه پر از اندوهِ یاس می‌‌شود
و مهتاب
با چه حسرتی از گیسوانِ سیاهِ یک زن تاب می‌‌خورد
که شوقِ نوازش
چه دیوانه وار
در دست‌های مردِ عاشق سُر می‌خورد

کسی‌ نمی‌‌داند
در ادعای ما و آینه
آینه ... برای چه ؟؟؟

نیکی فیروزکوهی

نوشته شده در ۱۴۰۲/۱۰/۰۲ساعت توسط ...| |

Design By : Night Melody